الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

51

الغدير ( فارسي )

و ابو عمرو كشى در صفحهء 30 فهرست خود در آنچه كه از جهت عامّه روايت نموده گويد : عبد اللَّه بن ابراهيم روايت نموده باخبار از ابو مريم انصارى ، از منهال ابن عمرو ، از زرّ بن حبيش كه گفت : على بن ابى طالب عليه السّلام از قصر خارج شد و سوارانى كه شمشير حمايل و لثام بر چهره داشتند با آن جناب روبرو شدند و گفتند : السلام عليك يا امير المؤمنين ، و رحمة الله و بركاته ، السلام عليك يا مولانا ، آنحضرت فرمود : در اينجا چه كسى از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هست ؟ خالد بن زيد ابو ايّوب ، و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين ، و قيس بن سعد بن عباده ، و عبد اللَّه ابن بديل بن ورقاء به پا خاستند ، و همگى آنها شهادت دادند باينكه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدند در روز غدير خم كه ميفرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، پس از آن على عليه السّلام به انس بن مالك و براء بن عازب فرمود : چه مانع شد شما را كه برخيزيد و شهادت دهيد ؟ زيرا شما هم شنيده‌ايد همانطور كه اين گروه شنيده‌اند ؟ سپس فرمود : بار خدايا اگر اين دو نفر از روى عناد شهادت خود را كتمان نمودند آنها را مبتلا كن ، در نتيجه براء بن عازب نابينا شد و قدمهاى انس بن مالك دچار برص شد پس انس بن مالك سوگند ياد كرد كه هيچ منقبتى و فضيلتى را كه دربارهء على عليه السّلام وجود دارد هرگز كتمان نكند ، و اما براء بن عازب ، از منزل خود سئوال ميكرد و به او نشانى ميدادند ، پس ميگفت چگونه راهنمائى و ارشاد مىشود كسى كه مورد اصابت نفرين واقع شده ؟ ! و در اين زمينه و راجع به اين جريان تعداد ديگرى از محدّثين متأخّر هستند كه اين داستانها و وقايع را ذكر نموده‌اند و ما بذكر آنها سخن را طولانى نميكنيم . شهود مشهور و بنام كه نسبت بحديث غدير در روز ركبان ( قافله ) شهادت داده‌اند بر حسب آنچه از احاديث گذشت . 1 - ابو الهيثم بن تيهان ( از اصحاب بدر ) . 2 - ابو ايّوب خالد بن زيد انصارى . 3 - حبيب بن بديل بن ورقاء خزاعى .